بعد از مدت ها ، دوستای گلم سلاااااااااااااااااااااااام .


امروزو آپ می کنم و شاید تا دو هفته ی دیگه نتونم بیام.

براتون دوتا داستانک نوروزی گذاشتم . بخونین حتما قشنگه !!!!
مگه میشه من چیزی بنویسم و خوب نباشه ؟؟؟؟؟؟؟



داستانک ها :
عذاب وجدان
گفتم: « دلشو ندارم . می ترسم بکشمشون! »
گفت : « مواظب باشی ،کسی کشته نمی شه ، آقا رضا .»
گفتم : « کافیه دستم بلرزه »
گفت : « کاری نداره پسر . آپولو که نمی خوای هوا کنی »
گفتم : « اگه یکی هم بمیره از عذاب وجدان می میرم »
گفت : « پولش هم خوبه ها !! »
گفتم : « اگه مُردن چی ؟؟میمیرن دیگه . مگه نه اصغر آقا ؟؟؟ توی همین چند روز چند تاشون مردن ؟؟ »
گفت : « خود دانی من دست تنهام . شاگرد می خوام . تو نه ، یکی دیگه . »
اصغر آقا طوری را برد زیر آب . یک ماهی قرمز را گرفت .ماهی داخل توری بالا و پایین می پرید . سریع ماهی را درون تنگ آب انداخت و گفت : « دیدی ؟؟ به همین راحتی . »
پیر مرد و مینا
ـ پرتغال اعلای تامسون ، کیلویی هزار و پانصد تومن . این را از فروشنده شنید .
ـ از یک کنار چند ؟
ـ فقط دست چین !!
پیر مرد دست های چروکیده اش را در جیبش می کند .
فقط یک دویست تو مانی دارد .امروز هم کار گیرش نیامده بود .
***********************
سفره ی هفت سین را از همین الان چیده اند .
هفت سینش کامل است .
فردا حول و حوش ساعت نُه سال نو می شود .
پدر هم هست . اسکناس های نو چشمک می زنند .
مینا هفت سال دارد. چند تا اسکناس از مامان چند تا از بابا
*************************
شب برای اهالی حلبی آباد از نیمه گذشته است .
پیر مرد هنوز به خانه بر نگشته .
تمام کوچه های شهر را دور می زند .
کسی در خانه منتظر او نیست . همه رفته اند برای کار.
*********************
ساعت .... نُه .... سال نو شد .!!!
********************
پیرمرد با یک پرتغال به خانه برگشته است .
جیب هایش خالی است .
پسرشان نان خریده و دخترش کمی ماست.
امروز برای آن ها با دیروز هیچ فرقی نمی کند .
******************
مینا امروز خیلی خوشحال است .همه لباس هایش را نو خریده .
از کفش گرفته تا روسری .آن ها امروز کلی برنامه دارند . خیلی جاها باید بروند .
پدر ماشینش را از کارواش گرفته . مینا می رود با یکی از اسکناس هایش
یک شکلات پروتئینه ی خارجی می خرد . بقیه ی پولش را هم نمی گیرد ...
بیایید یه کاری کنیم نوروز امسالمون با سال ها پیش فرق کنه. به خدا بقیه هم حق دارن بهشون خوش بگذره . کاش به جای خریدن یه شکلات پروتئینه با دو کیلو شیرینی معمولی درِ خونه ی او نا رو هم بزنیم ...