X
تبلیغات
رایتل

خطوط دستانت را حفظم...

در خواب زمستانی

دستان تو که نباشند

 هجوم اینهمه تنهایی را

تاب نمی آورد این اتاق.


زمان

روی دست ثانیه ها جان می دهد 

فضا گم میشود

من میسوزم و سقف اتاق قندیل بسته است !


یادت که نرفته ؟

ما نقطه مسالمت فصل هاییم!


آدم برفی چشم های من

کلافه از آفتاب یک در میان روزگار

زیر سایه ی خورشید چشم تو

در خواب زمستانیست!


 

.... نوشت :



این تاخیر 3 ماهه نه تنبلی بود نه بی بهانگی ، نه ...


بهترین روزهایم در این چند ماه گذشت و حتی بدترین ...

اردیبهشت سراسر شادی بود و خرداد...

حیف که مشغله های پی در پی مجال نوشتن نداد.



نمیدانم در این همه مشغله و مشکل اگر کنارم نبودی

تکه تکه های وجودم را ، شکسته های دلم را

روی دست های چه کسی میریختم ، روی شانه های چه کسی گریه می کردم ؟

ممنون بخاطر بودنت ...

ممنون

+نوشته شده در سه‌شنبه 14 تیر 1390ساعت01:10 ق.ظتوسط س.تاجی | نظرات (37)