X
تبلیغات
رایتل

خطوط دستانت را حفظم...

..

سلام به همه دوستان عزیزم

چند وقتیه که دوستان میان و برای این شبه رباعی (!!) نظر میدن!

خب من به عنوان اولین کار موزونی (که منتشرش کردم ) این کار رو اینجا نوشتم

دوستان پیشنهاد داده بودن که این پست حذف بشه و بعد از ویرایش دوباره بذارمش اینجا.

نظرشون برام محترمه ، اما من تجربه هامو حذف نمیکنم

منتظر میشم تا همه نظرشون رو بگن

بعد ویرایش می کنمش.

ممنون از همه تون...

در پناه او ...




پاییز به روی زرد من می خندید

این غصه به انزوای من می خندید :

من شاخه به شاخه میشکستم اما

او مثل تبر به شاخه ها می خندید


+نوشته شده در پنج‌شنبه 13 آبان 1389ساعت10:08 ق.ظتوسط س.تاجی | نظرات (26)