X
تبلیغات
رایتل

خطوط دستانت را حفظم...

بهار ، بهترین بهانه برای هر آغاز ...


سالی دیگر گذشت ..

با همه خوبی ها و بدی هایی که باید با ورق پاره های 88 به ذهن سپرد !


قلبها در انتظار انقلاب ، و حال ها در انتظار تحول !

پس دست به درگاه تویی دراز میکنم که هیچگاه تو را آن چنان که شایسته اش بودی ستایش نکردم ای مقلب القلوب وای محول الاحوال ...


در این نوروز، نو کن مرا از نو ! مرا پاک کن ، مرا به درد پاک شدن این شکوفه ها مبتلا کن. این درد های پست را جدا کن از من و به آن مقام برسانم که درد متعالیت را در وجود بپرورم!


بگذار که بپیچم به خود ، زجر بکشم و پوست بترکانم و وقتی که آفتاب مهربانیت به صورتم خورد درد این پاکی را با دنیا عوض نکنم !


و دور کن از من "دوست داشتن " هایی را که مرا از "دوست داشتنت" باز میدارد.


و برسان آن یگانه یار را همان کسی که خود به جای منتظَر بودن ، منتظِر است !

آری ، در انتظار ما که برگردیم

پس در این بهار برگردان مارا...


اللهم عجل لولیک الفرج ...



+نوشته شده در سه‌شنبه 25 اسفند 1388ساعت12:02 ب.ظتوسط س.تاجی | نظرات (2)