X
تبلیغات
رایتل

خطوط دستانت را حفظم...

دقیقا بدون عنوان

به آوای بی صدای تنهایی ها:



زمستان نزدیک است 

حالا که رفته ای

کاش لا اقل ‍‍‍‍ژاکت گرم دوستیمان را

تار به تار و پود به پود

اینقدر راحت از هم باز نمیکردی !

شاید به حرمت همان هم که بود یخ نمیزدم! 


گیرم کسی پیدا شود ...

مطمئنم که ژاکتش بوی کسی دیگر میدهد !


حالا بعد این همه مدت 

لا اقل خوبی اش به این است که رنج ها  

شاعرکی از من ساخته اند !


و بغض ها

کنار واژه های از تو باوفاتر جایشان امن تر است!



+نوشته شده در پنج‌شنبه 17 دی 1388ساعت12:22 ق.ظتوسط س.تاجی | نظرات (11)