X
تبلیغات
رایتل

خطوط دستانت را حفظم...

یا حسین ...

کربلا بود و آسمان نیلی 

خورد بر گوش کودکان سیلی 

کم کم از یادمان مصیبت رفت 

کربلا شد دو روز تعطیلی ...!

(حسن باقری )


     امروز مظلومیت حسین بیش از پیش حس شد ، حتی بیشتر از خود صحنه کربلا... 

امروز و امشب همه سوگوارند . سوگوار بدنهای چاک چاک

و گوش های پاره ی  بی گوشواره

و صورت های تازیانه خورده ...

امشب شب غریبی یتیمان است در خرابه های شام

و رقیه گله از بدی شامی ها به بابا میکند

و امروز از ما گله خواهد کرد که چگونه غمش را فراموش کردیم و ...


     امروز کسانی ، چون شمریان صحنه ی کربلا

 که پس از جنایتشان هلهله و شادی سر دادند ،

در خیابان ها به راه افتادند و به جای ماتم بر حسین و همدردی با زینب ،

با سوت و کف ، عاشورا را به سخره گرفتند !

 

 

سنی ها برای حسین  بر سر و سینه می کوبند

ارمنی ها برای عباس سفره می اندازند

مسیحی و یهودی حاجت از دست های کوچک رقیه میگیرد

وما....

یا حسین ! ای پرچمدار آزادگی ، عاشورا زین پس برای ما هر روز است

و میگرییم ...

نه بر زخم های تنت

نه ماتم   بر تشنه بودنت

و نه عزا بر کشته شدنت

چرا که تو سیراب همیشه زند ه ای

 

 میگرییم بر مظلومیتت

چرا که امروز اینجا کربلایی دیگر بود

کربلایی  چون کربلای سال شصت و یک 

که منافق حق تو را لباس باطل پوشاند و نشان مردم داد 

و آنها با وضو و قرب الی الله برروی تو شمشیر کشیدند.!!

و امروز هم ، اینجا باطل ، لباس حق پوشیده

وچشم های بصیرت  کور شده 

ولی حق پوشیده نخواهد بود

و عاشورا پرچمی است که تا ابد از اهتزاز  باز نخواهد ایستاد. 


یا صاحب الزمان

آقا بیا ..

بیا و شمشیر حق بکش بر این باطل

بیا و پاسداری کن

 از  سبزی ِ سیادت زهرا و علی ، از سبزی ِ شهادت سرخ حسین 

و از دست نااهلان بگیر این سبزی دروغین را

و انقلابی سبز به پا کن زیر لوای پرچم سبز علوی !

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 7 دی 1388ساعت12:26 ق.ظتوسط س.تاجی | نظرات (17)