X
تبلیغات
رایتل

خطوط دستانت را حفظم...

آرزو

نمی خواهم اسب های سفید آرزو

بهانه ی من شوند 

برای دیدنت...


چیزی نمی خواهم 

و برای من 

همان شاخه ی صداقتی که بر لب داری 

و آن رد نورانی عشق بر سینه ات

کافیست...


چیزی نمی خواهم 

چرا که اسب ها دیر به مقصد می رسند .


تو 

ولی 

زودتر بیا ...

ای تو که همه اسب ها 

آرزوی مرکب بودنت را دارند !


+نوشته شده در سه‌شنبه 7 مهر 1388ساعت06:11 ب.ظتوسط س.تاجی | نظرات (3)