X
تبلیغات
رایتل

خطوط دستانت را حفظم...

آقای مهربان شب گرد







ای زائر همیشگی کوچه های شب

ای پدر همیشه ناشناس یتیمکان



مرهم زخم های همگان بودی و تو را کسی مرهم نبود

درد های همه را شنوا بودی و

کسی شنوای درد تو نبود

یارای شنیدن درد های متعالیت نبودشان


و درد هایت را

از گوش چاه

به دل زمین نعره میزدی !


و چاه

این دیرینه یار

پس از فاطمه ...!


و چه درد مضاعفی ...

که از نعره هایت هم

سکوت غفلت کوفیان نمی شکست



و امشب که ،

چراغ چشمان خسته ات خاموش شد

برق ذوق نان جو در چشمان یتیمان بی فروغ گشت !



آقای مهربان کوچه گرد!

چه غریبانه زهر و شمشیر

پاسخ سلام هایت شدند

چه غریبانه رفتی ..!



و حال بعد از تو

کوچه های رنگ و رفته شهرمان

بی شبگرد می ماند !

و یتیمانمان  بی پدر ...

و زخم هایمان بی مرهم ...

+نوشته شده در جمعه 20 شهریور 1388ساعت05:52 ق.ظتوسط س.تاجی | نظرات (6)